ایست قلبی در مطب دندانپزشکی

در طی دوره ای ۳ ساله ، ۲۸٪ از ۳۸۰ بیماری که در زمان بروز ایست قبلی در آنها شاهدی وجود داشت در نهایت از بیمارستان مرخص شدند در حالی که تنها ۳٪ از بیماری که در زمان ابتلای آنها به ایست قلبی شاهدی وجود نداشته است جان سالم بدر بردند . در مطب های دندان پزشکی در بعضی مواقع بیمارانی مشاهده می گردد که از وضعیت نابسامان قلبی خود بی خبر هستند و در بعضی مواقع دچار حملات قلبی ناشی از وضعیت قلبی نادرست می گردند ، در چنین شرایطی یک دندان پزشک دوره دیده و خبره تا ۵ دقیقه ماکزیمم زمان دارد که جان بیمار خود را نجات داده و تا رسیدن اورژانس پزشکی از بروز علائم وخیم مرگ جلوگیری کند.

زنده ماندن در ایست ناگهانی قلبی :

پایین بودن شانس زنده ماندن پس از انجام احیا در بیماری که در خارج از بیمارستان به ایست ناگهانی قلبی دچار شده است علل مختلفی دارد که برخی از آنها به سرنوشت بیمار( بروز ایست قبلی با حضور شاهد یا بدون آن بوده و اولین ریتم ثبت شده قبلی ) و برخی دیگر به خود واکنش اورژانس( مدت زمان بین بروز حادثه تا آغاز فعالیت های احیا و دفیبریلاسیون ) بستگی دارد.

آهنگ ( rhythm ) اولیه :

آهنگ یا ریتم طبیعی قلب ( NSR ) نشان داده شده است. در مواردی که آهنگ اولیه قلب در الکتروکاردیوگرافی (ECG) به صورت تاکی کاردی(افزایش ضربان قلبی) بطنی ، یا دفیبریلاسیون ( عدم ریتم منظم ضربان قلبی ) بطنی ، بود ، شانس زنده ماندن بیمار افزایش می یافت . ۲۸٪ از ۳۸۹ بیماران مبتلا به آسیستول زنده ماندند . گزارش سال ۲۰۱۱ شهر سیاتل ، ایالت واشنگتن نجات بیماران در صورت تشخیص فیبریلاسیون بطنی توسط شاهد ۵۰ درصد برای دو سال متوالی بوده است. چنانچه فعالیت الکتریکی بدون نبض یا بسیار ناچیز خواهد بود. در تلاش برای احیای ۱۱۰۰ بیماری که به آسیستول دچار شده بودند تنها ۱۳ مورد جان سالم بدر بردند(۰۱۲٪).

زمان واکنش :

مهمترین فاکتور که شانس نجات را تعیین می کند زمان بین وقوع ایست قلبی و شروع احیا و برقراری پرفیوژن کافی است. انجام احیا حیات اولیه ( BLS) طی ۴ دقیقه اول می تواند شانس نجات را تا ۴۰ درصد برساند ، در حالی که چنان پس از ۸ دقیقه انجام گردد این شانس به کمتر از ۶ درصد می رسد .در مواردی که گروه پزشکی می توانستند کمک های حیاتی پیشرفته قلبی( ACLS) را در طی ۴ دقیقه آغاز کنند ، ۵۶٪ بیماران زنده می ماندند . چنانچه زمان واکنش بین ۴ تا ۸ دقیقه بود ، این میزان تا ۳۵٪ و در صورتی که زمان واکنش بیش از ۸ دقیقه بود ، این میزان تا ۳۵٪ و در صورتی که زمان واکنش بیش از ۸ دقیقه بود تا ۱۷٪ کاهش می یافت . در شرایطی که زمان واکنش بین ۳ تا ۵ دقیقه بود ، ۲۵٪ تا ۳۳٪ افراد جان سالم بدر می بردند . در شرایطی که احتمال آن که آهنگ اولیه قلبی به صورت فعالیت الکتریکی بدون نبض یا آسیستول ( asystole) باعث بروز ایست ناگهانی قلبی دچار شده اند و وضعیت قلبی آنها بطور مداوم تحت کنترل است ( Holter monitoring )، مشاهده می شود که تاکی کاردی بطنی با مدت بروز متفاوت اغلب باعث ایجاد مکانیسم ایست قلبی می گردند که با گذشت زمان به فیبریلاسیون بطنی نوع خشن یا coarse و سپس fine ( نوع نرم ) و خامت می یابند. فعالیت الکتریکی بدون نبض و آسیستول احتمالا دیس ریتمی ( ریتم ضربان نادرست ) ثانویه ای هستند که پس از تاکی کاردی بطنی و فیبریلاسیون بطنی در زمانی که بیمار دچار حمله شده تا زمان رسیدن سرویس اورژانس پزشکی رخ می دهند .

انجام احیای قلبی ریوی توسط شاهد ( bystander ) :

احیای قلبی که توسط شاهد آغاز شود ، شانس زنده ماندن را افزایش می دهد .چنانچه احیای قلبی ریوی توسط شاهد انجام می شد ، شانس زنده ماندن ۳۲٪ بود. در صورتی که انجام احیای قلبی ریوی تا زمان رسیدن کمک اورژانس پزشکی به تاخیر می افتاد ، شانس زنده ماندن تا ۱۴٪ افت می کرد . انجمن قلب آمریکا در سال ۲۰۱۲از میان ۴۰/۱ درصد ایست ناگهانی قلب که توسط شاهد در خارج از بیمارستان احیا قلبی ریوی دریافت نمودند ، شانس زنده ماندنشان ۹/۵ درصد گزارش کرده است.

ما از کوکی ها استفاده می کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که بهترین تجربه مرور مطالب در وب سایت ما به شما ارائه می گردد. اگر همچنان به استفاده از این سایت ادامه دهید فرض می کنیم که با این امکان مشکلی ندارید و راضی هستید. می پذیرم

پرسش از دکتر